الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
79
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
جايز دانستهاند بهگونهاى كه برخى از آنها پا فراتر نهاده و گفتهاند : خداى سبحان خود وجود است و هرموجودى ، همان خداى متعال است و كسانى كه به روش و طريقت اينان متمايلاند درمورد آنان تعصّب دارند و آنها را اولياء خود مىدانند در صورتى كه به جانم سوگند ! اين افراد ، سران كفّار و فاجران و بىدينان و از خدا بىخبران را تشكيل مىدهند . از جمله سران اين گروه گمراه و گمراهگر ، حسين بن منصور حلاجّ و بايزيد بسطامى را مىتوان نام برد . پدرم ( رضوان اللّه عليه ) در كتاب خود « مطاعن المجرميه » به نقل از علماى بزرگ و مورد وثوق شيعه در نكوهش صوفيّه روايات فراوانى نقل كرده و شيخ مفيد در نكوهش و بطلان شيوه و كفر و سركشى آنان كتاب مفصّلى مشتمل بر دلايل عقلى و نقلى به نگارش درآورده است . 10 - عالم بزرگوار و برجسته مقدّس اردبيلى يكى ديگر از بزرگانى است كه كتاب « حديقة الشيعه » از تأليفات آن مرد بزرگ است . وى در اين كتاب مطالب فراوانى در اين زمينه آورده كه به نقل برخى از آنها پرداختيم و فضيلت اين انسان بزرگ ، مشهورتر از آن است كه بيان شود ولى با اين وصف صوفيان از مقام و منزلت وى كاسته و او را تحقير كردهاند و علاقهاى به نام و ياد او نشان نمىدهند بلكه به تمسخر ، او را فقيه اردبيلى مىنامند . برخى علماى مورد اعتماد از او نقل كردهاند كه وى در آن كتاب از 21 گروه صوفى نام برده و اظهار داشته كه اين فرقهها به دو گروه اصلى ، حلولى و اتّحادى باز مىگردند و اعمال زشت و نارواى هرگروهى را به تفصيل بيان داشته است . همچنين از او منقول است كه در بيان نكوهش صوفيّه گفته است : صوفيان نيز مانند ملحدان و بىدينان به تأويل و توجيه آيات قرآن و احاديث پرداخته و آنها را موافق با ديدگاه و ادعاى خويش تفسير مىكنند و به جبر و تشبيه قائلاند و خدا را جسم و داراى صورت و قابل رؤيت مىدانند . اينان ادعاى علم غيب دارند و آن را كشف مىنامند و علماى گذشتهء شيعه در مذمّت و نكوهش صوفيان ، بسيار سخن گفته و در اين زمينه به تأليف كتبى پرداختهاند و روايات فراوانى را بر ردّ و تكفير آنها نقل كردهاند و نيز گفته است : ابن بابويه و شيخ مفيد و ابن قولويه بر اين باورند كه صوفيان هم خود گمراهند و هم ديگران را به گمراهى مىكشانند و در زمرهء غلاتاند سپس مىافزايد : شيخ محى الدين عربى و شيخ عزيز نسفى و عبد الرزاق كاشانى قائل به وحدت وجودند و هرموجودى را ، خداى متعال مىدانند . از اين قبيل